من گم شده ای که دیگه نمیخواد پیدا بشه
من تورا کافر،تورا منکر،تورا عاصی...کوری چشم تو، این شیطان،خدای من
بیا میخوام ببرمت توی تخت و بهت حال بدم! پ.ن:دیروز با این مهشید ترکیده و مادر محترمشون رفتیم زنجیره انسانی تشکیل بدیم خیر سرمون!حیف که بدون طلاع قبلی بهم خورد زنجیره و ما دو ساعت عین این بیچاره ها توی خیابون راه رفتیم پ.ن:ما که حالمان خوب است خدا شما را هدایت کند! پ.ن:خیر جناب سعید خان کولی و مینای کولی یک نفر نیستند. پ.ن:نگاهت گرم
این دقیقا عین جمله ایی بود که موتور سوار عزیز نثار من کرد.در حُسن نیت این برادر گرامی هیچ شکی نیست ولی نفهمیدم کی و چه زمانی از ایشون این تقاضا رو کردم که این برادر بسیجی و جان بر کف به این شیوایی لبیک گفت؟!؟!؟
...منم که شدم یه تیکه ی سبز متحرک.
صدایت دلنشین
دستهایت مهربان
اما...
| Design By : Night Skin |


