من گم شده ای که دیگه نمیخواد پیدا بشه
من تورا کافر،تورا منکر،تورا عاصی...کوری چشم تو، این شیطان،خدای من
مُرد به همين راحتي...مخاطب خاص نوشته هام از شهريور 86 تا حالا دوشنبه مُرد...پرونده ي دورگه ي عجيب به همين راحتي بسته شد...نميتونم بگم از پريشب كه فهميدم تا الان چه حالي دارم...مدام تمام حرفا و كاراش جلوي چشمم راه ميرن...دوماه پيش ديدمش...كاش اونجوري اذيتش نمي كردم...كاش ميتونستم دوباره اونجوري با حرص بغلش كنم و توي آغوشش غلط بزنم... پ.ن:تحمل اين همه رنج سخت است
نميدونم، نميدونم چي بگم اشكام بند نميان...دلم ميخواد بازم سرم داد بزنه...لعنت به اين زندگي مسخره.
بدم مياد بدم مياد...چرا همه چيز داره راه ميره توي مغزم...انگار همين الان دارم اين كارارو مي كنم...زير برف تلفن به دست هي قربون صدقت ميرم و چاله ي بزرگ برفي درست مي كنم...شب يواشكي زير پتو اس ام اس بازي مي كنم وقتي خوابت مي بره زنگ ميزنم و بيدارت مي كنم...تو خيابون تا مياي دستم و بگيري يه ديوونه ي كش دار ميگم و پشت سرم و نگاه مي كنم نكنه بابام هنوز دم در خونه باشه...
داره حالم بهم ميخوره...چرا هيشكي نيست باهاش حرف بزنم لعنت به تو الان بهت نياز دارم كاشكي بفهمي.
مسخره بازي تموم شد اريك مُرد...اسماعيل فاضلي ديگه نيست تا هروقت دلم تنگ ميشه باهاش حرف بزنم...ديگه توان گريه كردنم ندارم
بي صدا شكستنم را باور كن
قطره قطره هاي اشكم را باور كن
باور كن؟!...
| Design By : Night Melody |


