تبليغاتX
من گم شده ای که دیگه نمیخواد پیدا بشه




















من گم شده ای که دیگه نمیخواد پیدا بشه

من تورا کافر،تورا منکر،تورا عاصی...کوری چشم تو، این شیطان،خدای من

سلام من برگشتم(دروغ گفتم هنوز تهرانم)

طبق معمول پنج‌شنبه شبها كه تهرانم پاتوقم خيابون وليعصره پريشب هم رفته بودم اونجا من تو ماشين خالم بودم اونم عقب كه كاملا آزاد باشم هر غلطي كه خواستم بكنم.داشتيم ماشين‌رو از پارك در‌مي‌آورديم كه يه ۲۰۶ اومد رو دستمون برگشتم نگاش كردم سلام كرد منم سلام كردم(از احكام اسلامي‌پيروي كردم آخه ميگن جواب سلام واجبه)ديگه اومد دنبالمون اون زبون مي‌كشيد منم ادا در‌مي‌آوردم و اون وسطا با تلپاطي(تلپاتي)هم با هم صحبت مي‌كمرديم كه اون خواهر لال شده‌ي من گفت اين ۲۰۶ داره خودشو ميكشه كه خالم فهميد و گفت اگه اومدن دنبالمون اول شهرك ميدتشون دست انتظامات منم كه ميدونستم خالم شوخي نداره با اشاره بهش گفتم كه بره.دلم مي‌خواست كله‌ي خواهرم رو بكنم حرصم در اومده بود.حالا اين وسط خالم گير داده بود ترسيدن‌و رفتن.بازم خوبه وصله‌اي به من چسبيده نشد هييييييييچكس نفهميد من اون عقب دارم چه غلطي مي‌كنم.

پ.ن: شما ميدونيد من چرا انقدر از جردن بدم مياد؟خودم كه تا حالا نفهميدم

پ.ن: جاي همتون خالي ديشب رفتم دربند مثل سگ هم از سرما لرزيدم اون‌جا هم دست از خرابكاري بر نداشتم(بابام هم‌كه پشت سرم بود نفهميد).

پ.ن: از همين جا هم اعلام مي‌كنم جمله‌ي قربون يو  ساخته‌ي ذهن خودمه و هر گونه كپي.رايت از روش پيگرد قانوني داره گفته باشم.

نوشته شده در شنبه یازدهم فروردین 1386ساعت 11:59 توسط الناز | |


Design By : Night Skin