من گم شده ای که دیگه نمیخواد پیدا بشه
من تورا کافر،تورا منکر،تورا عاصی...کوری چشم تو، این شیطان،خدای من
اینها چیزهایه که الان میخوام همین الان نه نیم ساعت دیگه. پ.ن:بازم مالیخولیایی شدم خودم میدونم. پ.ن:دوست داشتم این حسم رو به شما هم بگم برای همین این وقت صبح آپ کردم
عشق...دوست داشتن...دوست داشته شدن...هوس...بوسیدن...بوسیده شدن...در آغوش کشیدن...در آغوش کشیده شدن...لمس کردن...لمس شدن...لذت هم آغوشی...تمنا کردن...رها شدن...آزاد شدن...زندانی بودن...گریه...گریه...گریه.
نوشته شده در دوشنبه چهاردهم اسفند 1385ساعت
7:33 توسط الناز | |
| Design By : Night Skin |


